دوشنبه 6 اردیبهشت 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جنبش سبز و جنبش کارگری

گفتگوی محمد تهوری با جمشيد اسدی

http://assadioniran.blogspot.com
Assadi3000@yahoo.com

محمد تهوری. بسياری از ناظران و تحليل گران سياسی در تحليل کم و کيف جنبش سبز در ده ماه گذشته، به نقش کمرنگ جنبش کارگری اشاره کرده اند. آقای ميرحسين موسوی نيز اخيرا در ديدار با اعضای سازمان مجاهدين انقلاب بر ضرورت گره خوردن جنبش سبز با جنبش کارگری و مطرح کردن مطالبات کارگران، معلمان و ديگر اقشار جامعه تاکيد کرده است. به نظر شما چرا حضور جنبش کارگران در جنبش سبز کمتر به چشم آمده است؟



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


جمشيد اسدی. بستگی به نوع نگاه ها به جنبش سبز دارد! اگر به جنبش سبز به عنوان جنبش مدنی-اجتماعی نگاه کنيد که ريشه دار در ناخرسندی بلند پايه و ديرپایِ مردم داشت و اما در واکنشی تند به تقلب آشکار و بی شرمانه انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ برآمد و گسترش يافت، آنگاه در می يابيد که جنبش سبز در بن مايه خود جنبشی است رنگارنگ و متشکل از دسته ها و گروه های گوناگون صنفی و اجتماعی، چون جوانان و زنان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران و خداباوران مسلمان و نامسلمان و نيز خداناگرايان. به ديگر سخن اکثريت شهروندان جامعه.
بدين اعتبار، جنبش کارگری هرگز بيرون و جدا از جنبش سبز نبوده، که امروز نگران دوری آن و يا منتظر دعوتی برای پيوستن اش به جنبش باشيم. جنبش کارگری هميشه عضو فعال جنبش سبز بوده است. اما اجازه دهيد پرسشی در اين باره که گويا کارگران در جنبش حضور ندارند مطرح کنم: آقای موسوی برای آن کسانی که به باور ايشان بدنه ی اصلی جنبش را تشکيل می دهند و در آن حضور دارند، کدام استراتژی و برنامه ای را برای ادامه حرکت ارائه کرده اند، که حالا نگران نبود کارگران در جنبش شده اند؟
به باور من، بيش از آنکه نگران فاصله جنبش کارگری با جنبش سبز باشيم، می بايستی نگران فاصله چهره های بارز جنبش با انجام وظيفه رهبری و ارايه رهمنود مبارزاتی باشيم.

محمد تهوری. اما پرسش اين است که چرا نقش جنبش کارگران با وجود سابقه ی طولانی مشهود نيست؟
جمشيد اسدی.
چطور نقش جنبش کارگران مشهود نيست؟ مگر در اين چند سال گذشته، کارگران نيشکر هفت تپه، اعضای سنديکای شرکت واحد و بسياری ديگر کم فعاليت کرده اند؟ مگر يکی از شاخص ترين چهره های کارگری ايران، آقای منصور اسانلو رئيس هيئت مديره سنديکای شرکت واحد تهران، در چند سال يک لحظه دست از مقاومت برداشته است؟
اجازه دهيد تنها به چند نمونه جنبش کارگری در اسفند ۱۳۸۸ و فروردين ۱۳۸۹ اکتفا کنم. در اين مدت کارگران کارخانه سيمين و شرکت ميلاد (تحت پوشش مجتمع صنايع قائم رضا) در اصفهان، کارگران کارخانه صنايع مخابراتی راه دور در شيراز (ITI)، کارگران نساجی قائمشهر در مازندران، کارگران چينی البرز در قزوين و بسياری ديگر در شهرهای مختلف نسبت با ديرکرد دريافت حقوق در برابر استانداری يا ديگر نهادهای رسمی زاد و بوم خود، گرد هم آمده اند و به طور دسته جمعی اعتراض کرده اند.
از آن گذشته محاکمه فعالان کارگری هم در اين مدت ادامه داشته است، همچون محاکمه همايون جابری و غلامرضا خانی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی در تهران. نماينده منتخب کارگران کيان تاير نيز از امضای توافقنامه با وزارت کار رژيم سرباز زده است.
در اين جا تنها به نمونه های چهل روز گذشته اکتفا کردم. می خواهيد نمونه های بيشتری ارايه دهم؟

محمد تهوری. اتفاقا سوال همين است که جنبش کارگری با چنين سابقه ی درخشانی، چرا در جنبش سبز نقش کمرنگی دارد؟
جمشيد اسدی.
نکته اين جاست که وقتی جنبش شکل مدنی و اجتماعی به خود می گيرد، شعارهای ملی و مادر، جايگزين خواست های صنفی و تشکيلاتی می شود و اين هم امر مبارکی است.
جنبش کارگران، همچون جنبش معلمان، دانشجويان و زنان و بسياری ديگری نيز در ده ماه گذشته به شعارهای مشترکی رسيده اند و با توجه به شرايط ويژه مبارزه به جای طرح مطالبات صنفی، خواست های عمومی را بيان کرده اند. به همين دليل است که شما در تظاهرات جنبش سبز کمتر شعار صنفی می بينيد.
مگر جوانانی که اکثريت اين جنبش را تشکيل می دادند مطالبات و شعارهای دانشجويی مطرح می کنند؟ مگر زنان، که به راستی از پيشاهنگان جنبش مردمی در سی سال گذشته اند، شعارهای جنسيتی سر داده اند؟ اين ها و بسياری ديگر دسته ها از برانگيزندگان جنبش سبز بوده اند، بی آنکه در شرايط کنونی مطالبات صنفی خود را مطرح کنند. اين امر مبارکی است که جنبش کارگران در کنار ديگر جنبش های اجتماعی خواست های صنفی خود عمده نکند و شعار آزادی خواهی برای ايرانيان را فرادست کند.
البته فرآيند الويت بخشيدن به خواست ها و شعار تنها محدود به جنبش سبز در ايران نيست. در هر جای دنيا، وقتی جنبشی اجتماعی شکل می گيرد و بر می آيد، مخرج مشترک مطالبات که همان آزادی، عدالت، دموکراسی و حقوق بشر است محور می شوند. مگر در مبارزات لهستان که سنديکاها ستون مبارزه بودند مسايل صنفی کارگری را فرادست کردند؟ اتفاقا اين نقطه قوت جنبش های اجتماعی است که در آن مطالبات صنفی جای خود را به مطالبات ملی و ريشه ای می دهند.

محمد تهوری. فکر نمی کنم کسی منکر نقش و حضور کارگران در جبنش سبز باشد، به هرحال اگر به فهرست شهدای جنبش سبز هم نگاه کنيم، در ميان آنها کارگرانی هم خواهيم ديد، اما اگر از زاويه ديگری به موضوع نگاه کنيد می بينيد نقش کارگران می توانست پررنگ تر باشد، برای نمونه به محله هايی که شب ها از آنجا صدای الله و اکبر شنيده می شد، توجه کنيد می بيند اين اتفاق در محله هايی می افتاد که اکثريت ساکنان آن منطقه کارگر نبودند مثل شهرک غرب، شهرک اکباتان و ... از اين بحث که بگذريم پرسش اين است که جنبش سبز چگونه می تواند پيوند مستحکم تری با تمام اقشار جامعه از جمله کارگران داشته باشد؟
جمشيد اسدی.
اجازه دهيد برای پاسخ به دو نکته اشاره کنم. نخست اينکه، جنبش سبز مثل همه ی جنبش های گسترده ی دنيا، چون جنبشی مدنی و اجتماعی است، مطالبات صنفی را به عنوان شعارهای فرانشين و پرچم مبارزه خود انتخاب نکرده است و اين، همانگونه که شرحش رفت به باور من نقطه قوت جنبش است.
اما نکته دوم. آقای موسوی می بايستی پيش از دعوت از کارگران برای پيوستن به جنبش، روشن کند که چه راهکاری برای ايشان در نظر دارد؟ گيرم هيچ کارگری تا کنون با جنبش سبز پيوند داشته است. اما اگر چنين است، به چه حسابی کارگران بايد به دعوت آقای موسوی خود را با اين جنبش پيوند زنند؟ آقای موسوی چه استراتژی ای برای حضور جنبش کارگران در جنبش سبز ارايه داده اند؟ آقای موسوی برای آن ها که به باور خود ايشان در جنبش بوده اند، چه راهکاری ارايه دهند؟
گيرم حالا به دعوت آقای موسوی، کارگران خود را به جنبش پيوند زنند. بسيار خب! قدم بعدی کدام است؟ فرض کنيم که کارگران از جنبش سبز به دور بوده اند وحالا با فراخوان نخست وزير دوران جنگ، خود را به آن نزديک کرده اند. بسيار خب، قصد از اين دعوت مهمانی که نبوده است! کارگران پس از آن پيوستن به جنبش سبز چه بايد کنند؟ آيا همچنان که آقای موسوی در پيام نوروزی خود پيشنهاد کرده اند، کارگران بايد در هر کارگاه و کارحانه صبر و استقامت پيشه کنند؟ يا همچنان که آقای موسوی در جای ديگر پيشنهاد کرده اند هر يک از کارگران می بايستی خود تبديل به رهبری برای جنبش شود؟ در اين حالت شرکت يا عدم شرکت يا چگونگی شرکت را هم بگذاريد به عهده خود اين رهبران.
نکته من در واقع اين است که پيش از آنکه به فکر کم و کيف حضور جنبش های صنفی در جنبش سبز باشيم، بايد به فکر رهبری جنبش اجتماعی باشيم. تا رهبری جنبش و استراتژی های آن مشخص نباشد، نمی توان از پيروزی جنبش و فعال شدن اقشار مختلف جامعه در مبارزه سخن گفت.
از آن گذشته، اين که آقايان موسوی، کروبی و خاتمی فکر می کنند می توانند با بزرگداشت آيت الله خمينی و قانون اساسی هزينه های مبارزه را کاهش دهند در اشتباه هستند. البته پيشنهاد من آن نيست که اگر واقعا به اين ارزش ها باور دارند آن ها را کنار گذارند. اين حق ايشان و بلکه هر کسی است که با باورهای خود برای آرمان های خود مبارزه کنند. اما نکته اين جاست که از نگاه دولتمردان مرتجع حاکم، تنها اصل وفاداری و خودی بودن، تسليم بی چون و چرا در برابر پاسداران سرسخت و آيت الله خامنه ای است (اين که کدام يک ديگری را رهبری می کند، خود بحث جداگانه اس است!). بدين اعتبار، ميان موسوی و کروبی که آشکارا به انديشه های آيت الله خمينی و قانون اساسی جمهوری اسلامی اعلام وفاداری می کنند و اپوزيسيون خارج از نظام چون شاهزاده رضا پهلوی و اتحاد جمهوری خواهان ايران تفاوتی نيست.
چه کسی در اين سال ها به اندازه آقای خاتمی به نظام، قانون اساسی و رهبری احترام گذاشت؟ عاقبت کار او چه شد؟ نکته اصلی اين است که آقايان به جای سخنان زيبا که البته نشانه مقاومت آفرين برانگيز آن هاست و بسيار جای قدردانی دارد، بايد با شيردلی تابوهای موجود را بشکنند و به عنوان رهبر واقعی جنبش ايفای نقش کنند و راه نشان دهند.

محمد تهوری. اينکه آقای موسوی می گويد جنبش در سال جاری بايد خود را به جنبش کارگران، معلمان و اقشار مختلف جامعه نزديک کند، آيا اين اعمال رهبری و تعيين خط مشی کلی جنبش نيست؟
جمشيد اسدی.
اين رهبری نيست، اين اظهار عقيده است. کار رهبری، بسيج نيروها، سازماندهی، اتخاذ استراتژی و تاکتيک های مناسب و ارائه برنامه برای مبارزه است. يک رهبر استراتژی می سازد و راه نشان می دهد و مثلا می گويد: "مردم در فلان راهپيمايی ما خواست خود مبنی بر انتخابات آزاد و مشی مسالمت آميز را به روشنی اعلام می کنيم. اگر حاکميت تن نداد، خواست ما در راهپيمايی و حرکت بعدی تغيير خواهد کرد.
اين که بگوييم جنبش سبز به ديگر جنبش ها گره بخورد و اما معلوم نباشد پس از اين پيوندها قرار است چه کسی چه کار کند و کدام استراتژی اجرا شود، که رهبری نيست ! اگر چه هر در شرايط سرکوب، حرف های زيبا شيردلانه و نماد مقاومت اند، اما کافی نيستند و هرگز جنبش را به پيروزی نمی رسانند.

محمد تهوری. استراتژی شما برای جنبش کارگران بعنوان يک فعال سياسی و يک اقتصاددان چيست؟
جمشيد اسدی.
برای پاسخ بدين پرسش نياز به وقت و پژوهش و رايزنی بيشتری دارم! اين قدر بگويم که در شرايط کنونی، جنبش های کارگری، زنان، دانشجويان، روزنامه نگاران و ديگر، تا پيش از تعيين تکليف با زور استبدادی حاکمان کنونی جمهوری اسلامی، هرگز به مطالبات خويش دست نخواهند يافت. تا توازن قوا به سود سرسختان رانت خوار و مستبد است، هيچ خواست و درخواست اجتماعی پاسخ درخور نخواهد يافت.
جنبش کارگری هم از اين قاعده مستثنی نيست. امروز کارگران با رژيمی مواجه هستند که پاسخگو نيست و توجهی به مطالبات مردم ندارد.
اجازه دهيد نکته ديگری را هم بيافزايم. يکی از مهم ترين شرط های پيروزی جنبش سبز آن است که ميدان و قاعده بازی را به حريف تحميل کند. مادامی که چهره های مقاومت به بهانه کاستن از هزينه مبارزه خودسانسوری می کنند و حتی به نامی مشخص در حاکميت مستبد از اشاره نمی کنند، بازی را خواهند باخت. چهره های مقاومت خسته نشده اند که هر روز و هر دقيقه مجبور باشند برای قلدران حاکم دليل بياورند که مخالف جمهوری اسلامی و قانون اساسی و سرسپردگی به خارجی نيستند؟

محمد تهوری. اما پرسش اين است که الان کارگران چگونه می توانند به مبارزه ادامه دهند، همانطور که شما هم به آن اشاره داشتيد، جنبش کارگران در اين سالها خيلی فعال بوده است. اما نکته اين است که به علت تشديد ترس حکومت از بازگشت جنبش سبز به خيابانها، آنها به کارگران و معلمان ديگر اجازه تجمع آرام هم نخواهند داد. حتی بعيد به نظر می رسد راهپيمايی دولتی روز کارگر که هر ساله توسط خانه کارگر برگزار می شد، امسال تکرار شود.
جمشيد اسدی.
چقدر پرسش شما گويا و پشتيبان گفته های من تا بدين جاست! خود پرسش شما ناظر بر اين نکته است که تا توازن قوا به سود اين سرسختان کودتاگر رانت خوار است، کارگران حتی نخواهند توانست روز کارگر را به راحتی برگزار کنند، چه رسد به آن که انتظار سنديکای آزاد و دريافت به هنگام دستمزد خود را داشته باشند.
اما به هرحال به باور من به جاست که همه آزادی خواهان روز کارگر را بزرگ بدارند و خواستار آزادی باشند و به طور نمادين از مطالبات کارگران در چارچوب مبارزه برای دموکراسی و آزادی پشتيبانی کنند. می بايستی روز اول ماه می، يعنی روز جهانی کارگر، همچون يکی از فرازهای تاريخی جنبش سبز ثبت شود. حتی فراتر از فرازهای ۱۳ آبان و ۱۶ و ديگر. چرا که نه؟
بزرگداشت اين روز توسط ايرانيان خارج از کشور نيز پر اهميت دارد. ايرانيان بايد سازمان های جهانی کارگران را نسبت به سرکوب های گسترده کارگران در داخل آگاه کنند، اينگونه می توان به کارگران اميد داد که فردای بهتری در پيش است.


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 




























Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.005 seconds