حمله ی حزب الله لبنان به پايگاه ارتش اسرائيل درشمال اين کشور دقيقا به تبعيت از حمله ی حماس به پايگاه نظامی اسرائيل در مرز نوار غزه صورت گرفت با اين هدف که شايد اسيران در بند لبنانی در زندان های اسرائيل را از طريق گروگان گيری و فشار به دولت تل آويو آزاد سازند .
آتش خشم و نفرت اسرائيل نسبت به حماس و حزب الله لبنان پس از حملات اين دو گروه شبه نظامی به پايگاه های نظامی اسرائيل بيش از پيش برانگيخته شد و چنان شدت و حدتی يافت که در بزرگترين حملات خود در طی اين ۲۵ سال ، ويرانه ای از لبنان باقی نگذاشته است .
حزب الله با داشتن ۲ وزير در کابينه ی لبنان و ۱۳ نماينده در پارلمان اين کشور از احزاب قدرتمند و با اهميت به شمار می رود . علت اقبال حزب الله به عنوان يک حزب لبنانی در عملکرد رزمندگان و اعضای اين حزب در احداث تاسيسات زير بنايی – رفاهی برای شهر های لبنان بوده تاسيساتی که شايد پيش از اين دولت لبنان قادر به ساخت آن نبوده از قبيل بيمارستان ، مدارسی برای دانش آموزان لبنانی و مواردی از اين دست.
حملات ارتش اسرائيل به زيرساختهای اقتصادی در جنوب لبنان طبيعتا بی پاسخ نماند و موشک پراکنی های رزمندگان حزب الله را به حيفا در عمق اسرائيل در پی داشت . بسياری از ناظران بين المللی بر اين باورند که عدم اجرای بند دوم قطعنامه ی ۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل در خصوص خلع سلاح کامل حزب الله لبنان بود و حملات حزب الله و حماس به پايگاه های نظامی اسرائيل توانسته حس خشم و کينه توزی اسرائيل را نسبت به حزب الله و حتی دولت لبنان دو چندان کند و عکس العمل سريع و قاطعی را به همراه داشته باشد. اقدامی فوری که محدوديتی را شامل نمی شد و در عرض دوهفته ی گذشته نقاط مختلف لبنان اعم از نقاطی که مربوط به حزب الله و هواداران اين حزب تندروی لبنانی است تا نقاطی که مردم عادی و غيرنظاميان در آنجا حضور داشتند ، مورد اصابت موشکها و سلاح های ارتش اسرائيل قرار گرقته است .
طبق آمارهای انتشار يافته ، ميزان خسارت وارده به اسرائيل تنها يک دهم خسارت وارده به لبنان بوده است. خسارات و تلفات جانی و مالی هر روز به طور قابل ملاحظه ای در لبنان رو به افزايش است با اين وجود هنوز هم عده ای از تندرو های درون و برون حاکميت ايران با اعلام حمايت های حداقل معنوی - عاطفی از حزب الله لبنان پيروزی را از ان اين حزب به اصطلاح دست خالی در برابر چهارمين ارتش قدرتمند دنيا و مورد حمايت قدرتهای مطرح جهانی ، می دانند. با اين توهم که مقاومت حزب الله با حمايت های که از جانب همسايگان خود سوريه و ايران می شود غير قابل شکست و هزيمت است .
حال اگر فرض را بر حمايت و همراهی ارتش لبنان از حزب الله برای دفاع از تماميت ارضی کشور و حمله بر عليه مواضع اسرائيل بگذاريم با در نظر گرفتن اين نکته که ارتش غيرمنظم لبنان که فاقد نيروی هوايی قوی و کارآمد و فاقد نيروی دريايی است ، می توان فرجام جنگ را به نفع حزب الله بيشتر رويا و يا معجزه پنداشت ؟
آيا حمايت های ايران از حزب الله که در سفر اخير وزير امور خارجه جمهوری اسلامی به سوريه برای گفتگو با بشار اسد پيرامون بحران جديدی که در خاورميانه به وجود آمده ، با توجه به شرايط فوق حساس ايران و ارجاع مجدد پرونده فعاليت های هسته ای ايران به شورای امنيت و با احتمال قوی صدور قطعنامه ای شديد الحن با حمايت ۵ عضو دائم شورای امنيت بر عليه ايران ، باز هم ميتوان بر حمايت های جمهوری اسلامی به عنوان عامل مهم و تاثير گذار در شرايط بحرانی پيشامده ی فعلی به نفع لبنان حساب کرد؟
|
advertisement@gooya.com |
|
| |
پرواز هواپيماهای جنگی اسرائيل با ارتفاع کم بر روی کاخ بشار اسد حاوی پيام روشنی از جانب مقامات اسرائيل است که سوريه نبايد در امور داخلی مربوط به لبنان دخالت کند و به هر گونه حمايت لجستيکی از حزب الله پايان دهد. که در واقع حمله به تاسيسات و ساختمانهای دولتی سوريه برای اسرائيل کار سختی نيست و قادر به يک جنگ ديگر آن هم با سوريه شود.
سيد حسن نصر الله، رهبر حزب الله لبنان مقاومت تا آخرين قطره های خون حزب الله را به عنوان استراتژی خود اعلام می کند و چنان برطبل جنگ می کوبد که گويی روی انبار سلاح هايی خوابيده که يارای مقابله و رويارويی با اسرائيل را دارد!
اين جنگ و خونريزی چنان که به نظر می رسد در جهت تضعيف و خلع سلاح کامل و بالاخره نابودی حزب الله ادامه خواهد داشت. چنان که ايالات متحده هم رغبت و اراده ی چندانی در فروکش کردن آتش جنگ از خود نشان نمی دهد و هيچ يک از متحدان اصلی حزب الله لبنان به دليل بحرانهايی که خود با آن دست به گريبانند قادر به تاثير گذاری و تغيراين وضعيت به نفع حزب الله را ندارند!
Alirzeakhademi_iran@yahoo.com