حقوق بشر در ایران







جمعه 3 شهریور 1385

پايان جنگ و ادعای حزب الله، عليرضا خادمی

هر چه از پايان درگيری اسرائيل و حزب الله لبنان می گذرد ابعاد ويرانی ها و خرابی ها و تلفات جانی اين جنگ ۳۴ روزه بيشتر نمايان می شود . جنگی که به بهانه ی حمله ی حزب الله به يکی از پايگاه های نظامی اسرائيل و با هدف آزاد سازی تنها پنج اسير لبنانی در بند اسرائيل انجام پذيرفت، جنايت وخشونت طلبی رژيم اسرائيل را بيش از پيش در چشم جهانيان نماياند . فجايعی چون کشتار قانا در لبنان سکوت بسياری از کشورهای جامعه ی جهانی به خصوص کشورهای حوزه ی خليج فارس را شکست و اراده وعزم چند کشور پيشنهاد دهنده ی طرح آتش بس ميان دو طرف درگير را دو چندان کرد و ايالات متحده را هم به رغم مخالفتهايش در تصويب طرح آتش بس، همراه با ديگر کشورها ساخت تا تلاشهای ديپلماتيک را در سطحی وسيع تر و جدی تر انجام دهد.

پذيرفتن قطعنامه ی۱۷۰۱ شورای امنيت سازمان ملل متحد از جانب دو طرف درگير و اعلام تاريخ و زمان دقيق آتش بس گامی مهمی درپايان دادن به اين جنگ خانمان سوز برای دو طرف بود.اما پيش از پذيرفتن اين قطعنامه از طرف حزب الله بايد به ريشه های اين جنگ وخونريزی ۳۴ روزه برگرديم و برای روشن شدن پاره ای از ابهامات ، مجدد اهداف دو طرف را بازخوانی کنيم.

بازخوانی خصومت حزب الله و اسرائيل:

حمله ی حزب الله لبنان به گفته ی عبدالله صفی الدين نماينده ی حزب الله در ايران، بعد از هشداری که ۷ ماه پيش از آغاز درگيری اخير، برای آزاد سازی پنج اسير لبنانی در بند دولت تل آويو داده شده بود، صورت گرفت آن هم به همان سبک و سياقی که در گذشته به عنوان تنها راه آزاد سازی اسرای لبنان انجام می شد. در واقع با گروگان گيری به اهداف مورد نظر خود رسيدن که اين اهداف، مبادله ی اسرای در بند و خروج کامل از مناطق اشغالی توسط اسرائيل را شامل می شد. در سال ۱۹۸۵ و ۱۹۹۶ و ۲۰۰۴ اين ماجرای گروگان گيری به عنوان يک تاکتيک جنگی- مبارزاتی جواب داده بود و قريب به۱۷۰۰ نفر از زندان های اسرائيل آزاد شده بودند آن هم به واسطه ی همين عمل، اما پس از قطعنامه ی ۱۵۵۹ شورای امنيت ديگر اين تاکتيک، از سوی دولت تل آويو پذيرفته نشد و اثر پذير نبود و جنگی ۳۴ روزه را در دامن دو طرف گذاشت .

در بندی از قطعنامه ی ۱۵۵۹ شورای امنيت به صراحت از حزب الله لبنان خواسته بود تا خلع سلاح شود و به عنوان يک حزب سياسی در ميان احزاب لبنانی ظاهر شود اما حزب الله از اجرای اين بند از قطعنامه سر باز زد و موجب نگرانی اعضای سازمان ملل شد. فشارهای جهانی بر دولت لبنان هم نتوانست به خلع سلاح حزب الله بيانجامد زيرا دولت لبنان يارای مقابله با حزب الله را نداشت. اسرائيل به دليل موشک پراکنی های متداوم حزب الله از عدم اجرای اين بند از قطعنامه نگران بود، خشمگين تر از هر زمان ديگری مترصد يک فرصت و يا بهانه ی کوچک بود تا به يکی از آرمانهای ديرينه ی خود جامه ی عمل بپوشاند که اين حمله ی حزب الله به پايگاه نظاميش اين فرصت را فراهم آورد تا دولت آويو به زعم خود برای پايان بخشيدن به حملات رزمندگان حزب الله و آزاد سازی اسرای خود حمله ی بيرحمانه و بی حد وحصر خود را به لبنان آغاز کند.

پيش از اينکه قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنيت به تصويب اعضای آن برسد دولتهای ايران و سوريه مفاد اين قطعنامه را به سود اسرائيل می دانستند و حتی در يک موضع گيری، روزنامه ی تندروی کيهان حزب الله را به نپذيرفتن قطعنامه و عدم تمکين خواسته ی شورای امنيت تشويق می کرد اما از آن جايی که بسياری از مواضع حزب الله در جريان حمله ی جنگنده های اسرائيلی نيست و نابود شده بودند سيد حسن نصر الله رهبر حزب الله در يک فضای منطقی و به دور از آرمان گرايی قطعنامه را پذيرفت. هر چند بعد از پذيرفتن مفاد قطعنامه پيروزی را از آن مقاومت اسلامی و مردم مبارز و صبور لبنان دانست .

اجرای بند بند قطعنامه ی ۱۷۰۱ منافع دو طرف را تامين خواهد کرد و ديگر هيچ کدام از دو طرف نمی توانند ادعای پيروزی خود و يا شکست طرف مقابل را داشته باشند. خروج اسرائيل از مزارع اشغالی در جنوب لبنان و آزاد سازی اسرای لبنانی از طرفی و از طرف ديگر خلع سلاح حزب الله و آزاد سازی دو گروگان اسرائيلی و حضور نيروهای حافظ صلح در خط مرزی مشترک با اسرائيل، تنها راه صلح و جلوگيری از موشک پراکنی های حزب الله به خاک اسرائيل بود که به وضوح در مفاد قطعنامه گنجانده شده بود.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


هر چند تا اجرای کامل مفاد قطعنامه هنوز زمان باقی است اما اين اتلاف وقت می توانند درگيری های بين دو طرف را تشديد کند و فضای آرامی که نسبتا در منطقه حاکم شده را بر هم زند ، در همين حال از گوشه و کنار لبنان اين خبر به گوش می رسد که ارتش اسرائيل درحال آماده سازی خود برای حمله ی مجدد به لبنان است. بنابراين اجرای هر چه سريعترمفاد قطعنامه می تواند در تداوم شرايط صلح و آتش بس کمک کند.

بسياری از آوارگان لبنانی سر پناه و حداقل های زندگی خود را از دست داده اند. با توجه به سپری شدن گرمای تابستان و نزديکی به فصل پاييز و نرسيدن به موقع کمک های بين المللی به دليل خرابی و از بين رفتن بسياری از راه های ارتباطی، آوارگان لبنانی با بحرانی ديگر بعد از پايان جنگ در حال دست و پنجه نرم کردن هستند که مقاومت اسلامی می تواند ياری رسان آنها باشد . اما آيا مقاومت اسلامی قادر به کنترل اين وضع نا به سامان خواهد بود؟ يا همچنان به رفتارهای گذشته خود ادامه خواهد داد، رفتارهايی که ديگر برای اعضای شورای امنيت و دولت تل آويو قابل تحمل نيست!

Alirezakhademi_iran@yahoo.com

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پايان جنگ و ادعای حزب الله، عليرضا خادمی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.01 seconds