حقوق بشر در ایران







جمعه 6 بهمن 1385

هاله نور و آينده ايران، همايون مهمنش

همايون مهمنش
از سرنوشت ايران و عراق و افغانستان می آموزيم که در دنيای کنونی خطری که از ديکتاتوری ها بر می خيزد تنها سلب يا محدود شدن آزادی نيست بلکه ميتواند به ويرانی کامل، جنگ داخلی و تجزيه کشور بيانجامد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

بی کفايتی حکومت احمدی نژاد در اداره کشور، بی برنامگی آن، رشد بيکاری و گرانی روز افزون زندگی مردم را به مراتب تباه تر از پيش کرده است. احمدی نژاد استقرار حکومت جهانی اسلام، مبارزه با اسرائيل و امپرياليسم برای ايجاد جهانی بدون آنها را مکررا از اهداف خود اعلام کرده و به بنياد گرايان اسلامی در لبنان و فلسطين با اسلحه و پول کمک می کند. او با نفی مکرر هولوکاست و لزوم پاک شدن اسرائيل از صفحه جغرافيا، که در تضاد با سياست های امروز مردم فلسطين برای رسيدن به يک صلح پايدار و عادلانه است، به رفتاری دست زده که به سختی ميتوان جز جنگ طلبی نامی بر آن نهاد. اين حکومت با سياست های غير شفاف در زمينه غنی سازی اتمی، بی اعتنائی به هشدار های سازمان ملل و رد هر گونه مصالحه با قدرت های جهانی و ادامه غنی سازی، هيچ فرصتی را برای دشمن تراشی، تشديد بدبينی و متحد نمودن ديگر کشورها عليه ايران بلا استفاده نگذاشته است. امروز ايران در انزوای فوق العاده خطرناکی قرار گرفته و وِيژگی اوضاع بی توجهی حاکميت به عواقب تحريم اقتصادی و کوچک انگاشتن سبک مغزانه خطر جنگ، اشغال و تجزيه کشور توسط آمريکا و متحدان آن است.

احمدی نژاد که در گذشته توافق قدرت های جهانی در زمينه تحريم ايران را غير محتمل جلوه می داد، حال که اين توافق عملی شده و نادرستی ساير پيش بينی های قبلی او در زمينه های ديگر نيز آشکار گرديده است، بار ديگر کوشش دارد تحريم اقتصادی را بی اثر و خطر جنگ را ناچيز جلوه دهد و ادعا می کند که جنگ "شوخی است".

برای اينکه عمق فاجعه را درک کنيم، لازم است بياد آوريم که احمدی نژاد در نيويورک به نظر خود واقعا هاله نور را دور سر خود ديده بود. توجه کنيم که "حکومت جهانی اسلام" و "لزوم ظهور هرچه زودتر امام زمان" پايه های فکری و باوری احمدی نژادها را تشکيل می دهد. اين طرز فکر معتقد به جلو افتادن روزی است که دنيا در اثر يک فاجعه يا انفجاری (apocalypse) نابود شود و دنيای ديگر و بهتری جای آن را بگيرد. معتقد است که هرچه اين فاجعه بزرگ تر و کشتار انسان ها که البته اکثرا گناهکارند، وسيع تر باشد نتيجه بهتر و دنيائی که پس از آن بوجود خواهد آمد پر عدل و دادتر خواهد بود. هدف يک فرد معتقد به چنين طرز فکری (Apokalyptiker) جلو انداختن فاجعه و رسيدن هرچه زودتر به دنيای موعود خويش است.

اما تشديد بحران در عوض رفع آن و دامن زدن به خطر جنگ در عوض آرام کردن اوضاع نه تنها با وضع فکری روانی گروه احمدی نژاد بلکه با اهداف سياسی آن نيز خوانائی کامل دارد. شرايط برای حکومت او سخت شده است. نا رضائی های مردم در اثر فقر، بيکاری و گرانی روز افزون است، رقبا در صدد اتحادند، در انتخابات موفقيت هائی به دست آورده اند، چه بسا بخواهند او را به علت بی کفايتی برکنار کنند، گروه او در اثر پشت کردن همراهان سابق به آن کوچکتر شده و بالاخره شايعه بيماری کشنده حامی اصلی او علی خامنه ای شدت گرفته است. در اين شرائط حفظ حکومت به عنوان وسيله موثری برای پيشبرد هدف به نظر او مقدس و نابود کردن همه دشمنان دين از اهميت کامل برخوردار است. تشديد بحران ها و دامن زدن به خطر جنگ امکانات در دست فردی است که هاله نور را دور سر خود می بيند و معتقد است منتخب خداوند است تا ظهور امام زمان را تسريع کند. او يکبار هم ديده است که روحانی نمايان چگونه از جنگ به عنوان وسيله ای برای محکم کردن قدرت خود و از ميان برداشتن مخالفين استفاده کرده اند. برای افرادی مانند او نه ياد آوری سرنوشت ديکتاتورهائی مانند صدام حسين اثر بخش است و نه استدلالات منطقی برای اثبات خطراتی که موجوديت نظام جمهوری اسلامی را که حکومت او نوزاد آن است تهديد می کنند. اشاره به وضع مردم، زندگی آنها و سرنوشت کشور که به طريق اولی تاثيری ندارد.

از سرنوشت ايران و عراق و افغانستان می آموزيم که در دنيای کنونی خطری که از ديکتاتوری ها بر می خيزد تنها سلب يا محدود شدن آزادی نيست بلکه ميتواند به ويرانی کامل، جنگ داخلی و تجزيه کشور بيانجامد. فرزند خلف مردم ايران زنده ياد دکتر شاپور بختيار درست ۲۸ سال پيش کوشش داشت با تمام قوا جلوی فاجعه و استقرار يک ديکتاتوری جديد را که ميرفت تا گريبانگير ملت شود بگيرد و سخن از ديکتاتوری نعلين به ميان آورد.

چگونه با سياست های خانمان بر باد ده و جنگ طلبانه احمدی نژاد و جمهوری اسلامی مقابله کنيم؟

ما عمدتا وظيفه مبارزه عليه اين ديکتاتوری و برای صلح در کشور خود را بر دوش داريم و بر صلح طلبان آمريکا و اروپا و ساير کشورهای جهان است که آنها نيز برای جلوگيری از حمله نظامی به ايران توسط حکومت های خود بکوشند.

مطمئنا يک مانع مهم برای مقابله با سياست های احمدی نژاد، دست کم گرفتن خسارات ناشی از تحريم اقتصادی سازمان ملل و خطر جنگ توسط بعضی از هموطنانمان است. جنگی که ممکن است چه بسا به يک جنگ هسته ای تبديل شود. تبليغات حکومت هم در اين زمينه بی تاثير نبوده است. در مورد خطر جنگ وضع آنان شبيه وضع آن فرد محکوم به مرگ است که به او قول داده اند قبل از اعدام او را فراری داده بدين ترتيب از مرگ نجات دهند. او زمانی متوجه ميشود قول فرار و نجات دروغ بوده است که حلقه دار بر گردنش افتاده است و راهی جز مرگ برايش نيست.

مانع ديگر برای مقابله با حکومت احمدی نژاد روحيه ياس و بی اعتمادی به خود است. تنها اگر به نيروی خود باور داشته باشيم قادر خواهيم بود به مقابله پرداخته و چه بسا بتوانيم خطر را دفع و بلا را دور کنيم.

بالاخره درست است که اين يک فاجعه ملی است و بهتر از همه با يک خيزش عمومی و اوج گرفتن امواج اعتراضات مدنی در سراسر کشور و در سطح ملی ميتوان به حکومت احمدی نژاد و سياست های خانمان بر باد ده او و جمهوری اسلامی پايان داد. اما اين به آن معنی نيست که منتظر شويم تا زمانی که يک حرکت سراسری ممکن شود. بالعکس لازم است از اقدامات کوچک شروع کنيم و به تدريج آن را به اعتراضات مشترک و وسيع تبديل کنيم. به نظر نگارنده هر کدام از ما با هر عقيده و در هر جا که هستيم وقتی آغاز فاجعه را برای سرنوشت مردم و کشور تشخيص می دهيم، لازم است با استفاده از تمام امکانات مدنی و مسالمت آميز، از نوشتن نامه اعتراضی گرفته تا تظاهرات آرام و اعتصابات به اعتراض برخيزيم. بياد داشته باشيم که قدرت ملت هميشه بالاترين قدرت ها است.

همايون مهمنش
۵ بهمن ۱۳۸۵ برابر ۲۵ ژانويه ۲۰۰۷
http://www.homayoun.info/
hmehmaneche@t-online.de

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'هاله نور و آينده ايران، همايون مهمنش' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.013 seconds