پنجشنبه 31 خرداد 1386

آيا اينان نماينده فرهنگ و قدمت بوشهری هستند؟ غلام خدری

فيلم قيصر مسعود کيميايی را بارها ديده ام و البته هميشه از دوباره ديدن اين فيلم خسته نمی شوم.اما هميشه بعد از ديدن فيلم اين سوال برايم پيش می ايد ايا تنهاراه حل اقدام به شيوه فرمون و قيصر است؟ايا کشتن و کشته شدن می تواند بديها را از بين ببرد؟ به همين دليل اين اثر بزرگ سينمايی رااز جهاتی چند نمی پسندم هر چند بدان به ميزان زياد علاقه مندم.

فيلم تنگسير را نيز چند باری ديده ام که در راستای همان فيلم قيصر است هر چند از لحاظ سينمايی به پای قيصر شايد نرسد اما نميدانم اين فيلم چرا برايم جذاب تر است؟ با خود بارها فکر کرده ام چرا و البته دلايلی برای رجحان اين اثر بر ديگری برای خود اورده ام.

يکی از دلايلم اين است که فرمون و قيصر برای گرفتن حق می توانستند راه حل ديگری بکار ببرند هر چند مسئله اين فيلم بقولی ناموسی است اما من هميشه بعد از ديدن اين فکر می کنم با حق و قانون بايد به جنگ چنين ظلمهايی رفت نه قتل و ادمکشی هر چند قانون به شکل قانونی قضاوت نکند

اما مسئله تنگسير مسئله زور از بالاست که محمد تنگسير برای اثبات حق خود به تمام راهها روی می اورد و اخرين راه حل به انتقام جانی فکر می کند و البته انتقام در قبال چنين مسئله ای عام بوده و به تمام مردم مربوط ميشد که محمد تنگسير با کار خود به نوعی بندی را برای مردم نيز باز می کند
دلايل ديگرم برای ترجيح تنگسير بر قيصر شايد اينکه از صادق چوبک خوشم بيايد و البته اينکه زبان فيلم چون محلی است و در حال و هوای مکان فيلم غرق ميشوم. اما وقتی بيشتر به اين موضوع فکر ميکنم ريشه در نوعی تعصب به بوشهر و بوشهری و البته اخلاق بوشهری را هم در اين رجحان احساس ميکنم بهر حال برای من بوشهری جای افتخار است که يک بوشهری برای دفاع از حق وخود و مردم به اخرين راه حل هم روی می اورد و هر چند اين روش برايم قابل دفاع نباشد اما بخاطر همين دليل اخر با اغماض از ان فلسفه ميگذرم.

اما ان چيزی که باعث شد به تنگسير صادق چوبک بپردازم ماجرای برخورد شکرالله عطارزاده نماينده بوشهر با اکبر اعلمی نماينده تبريز و البتهبرخورد قبلی ايشان با پور موذن نماينده اردبيل و همچنين نوع برخورد عده ای به نام حزب اللهی در بوشهر با رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی بود که همه نيت و يا بيان سيلی زدن را در بر ميدارد.

می گويند مجلس خانه ملت است و در اين بين در اين چند سال کمتر حرف ملت زده شده است اما اکبر اعلمی نماينده اصلاح طلب تبريز گهگاهی به دفاع از مردم با بيان تذکرات و يا طرح سوال از مسئولان در ارتباط با دانشجويان و البته حوادثی که در شهرهايی از ايران بوجود امده پرداخته است و هر چند در اين ۳ سال مجلس هفتم اعلمی ها هم بيشتر سکوت کرده اند اما اکبر اعلمی گهگاه وظايف خود را انجام ميدهد اما همين انجام وظيفه باعث ميشود که با هجوم عطارزاده به سمت وی به قصد زدن سيلی همراه ميشود تا مانع از تذکرات وی شود به ناگاه ياد تنگسير صادق چوبک می افتم و البته تفاوت ماهوی چنين رفتاری با تمام شباهت ظاهری ان. ايا عطارزاده از حق مردم دفاع می کند؟ ايا عطارزاده نماينده مردم است و يا اينکه بر عکس عطارزاده نماينده دولت است؟

ماجرای دوم حضور عبداله رمضان زاده در بوشهر است وی که به مناسبت پاسداشت سی امين درگذشت دکتر شريعتی در بوشهرسخنرانی ميکرد و البته به مشکلات پيش روی مردم در شرايط کنونی پرداخت اما در حين سخنرانی توسط يکی از برادران حزب الله تهديد می شود که با سيلی محکمی پاسخ انتقادات وی به دولت داده ميشود.

کاری به اين ندارم که در عالم سياست هر امری ممکن است اما فلسفه اخلاق برای هر طرز تفکری لازم است بيگمان عطارزاده اگر از حق مردم دفاع نمی کند حداقل رعايت اخلاق را بايد بکند و يا ان برادر حزب اللهی که دين و ايمان خود را به پای ديگران مصرف ميکند ايرادی نيست اما حال که در برابر مردم می ايستد لااقل اخلاق ايجاب می کند حرف را با حرف پاسخ بگويد. ادب اقتضا می کند که در مکانی مقدس اقدامی نامقدس انجام ندهد. فلسفه اخلاق رعايت می کند مردی حتی از جناح مخالف را که با دست خالی در برابر مان ايستاده و با وجود مسئوليت سابقش ساده و بی ريا جلوی ماست ناجوانمردانه ترور اخلاقی نکنيم . اما انچه مايه شرم است که اقايان از دين دم ميزنند اما بخوبی ميدانند فلسفه اخلاق در دين نقش مهمی را ايفا ميکند. همچنانکه دين اين را هم می گويد مهمان حبيب خداست و هر چند عالم سياست اين چيزها را نمی شناسد. کاش حداقل به احترام فرهنگ و اداب بوشهری به احترام مهمان خود با سخنان وی مخالفت می کرديم سخنان وی را با احترام پاسخ می گفتيم اما مکانی مقدس را با اخلاق خود به رينگ بوکس تشبيه نمی کرديم که بيگمان هر انچه بر زبان ايد نتيجه درون ماست.

اما باز به بحث اولم بر ميگردم و بر خود شرمسارم که به عنوان يک بوشهری افرادی بوشهری با مهمانان خود چنين کرده اند( همانطور که رمضان زاده را مهمان بوشهری ميدانم فراکسيون اقليت مجلس در برابر طيف صاحب قدرت و صاحب نفوذ اکثريت هم مهمانی بيش نيستند). اما به ياد صادق چوبک و تنگسير می افتم و ناخود اگاه ياد اين کجا و ان کجا می افتم اما از خود نيز شرمناکم. ما با خود چه می کنيم و براستی ايا اينان نماينده فرهنگ وقدمت بوشهری هستند؟

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

اما همه بدانند ما به صداق چوبک ها مفتخريم همچنانکه به رئيس علی دلواری ها و منوچهر اتشی ها و بسياری نامهای ديگر افتخار می کنيم هر چند ما اينک رفتاری چون عطارزاده و ان برادر بسيجی داريم که منطق شان سيلی زدن است انهم به خاطر حاکم در برابر مردم اما محمد تنگسيرها را از ياد نمی بريم که برای مردم در مقابل دولت سيلی زده اند و بيگمان شرم باد بر انانی که اين فلسفه را جای ناصحيح خود بکار می برند

اما با خود به اصلاحات می انديشم والبته اميدوارم اصلاح در عمق روح و فکر و اخلاق ما ريشه بدواند و البته به اصلاحات سياسی هم می انديشم و به اصلاح طلبان هر چند از انان دلگيرم و ناخشنود.
اما اين سوال پيش می ايد براستی برای گرفتن ميدان از کسانی که منطقشان سيلی است ايا راه ديگری هست؟ به اصلاحات می نگرم که چشم اندازی ندارد اما اميدوارم دلايلی پيدا بشود که بتوانم به مانند سنجش ميان تنگسير و قيصر يکی را بر ديگری ترجيح دهم و برای خود ادله لازم را داشته باشم هر چند اصلاحات به مانند مانند طفلی می ماند که از طرف هر کسی ضربه ميخورد تا پا نگيرد و ياد شعر مهدی اخوان ثالث می افتم و البته سيلی خورده رنجور

مسيحای جوانمرد من! ای ترسای پير پيرهن چرکين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی …
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخگوی. در بگشای!
منم من، ميهمان هر شبت. لولی‌وش مغموم.
منم من، سنگ تيپا خورده رنجور.
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور

غلام خدری

در همين زمينه:

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آيا اينان نماينده فرهنگ و قدمت بوشهری هستند؟ غلام خدری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.004 seconds