چهارشنبه 6 تیر 1386

کسی چيزی نگفت...، ف. م. سخن

فيلم‌های دوران نازی‌ها را که می‌بينيم از يک چيز شگفت‌زده می‌شويم: يهوديان، آرام و سر به زير، به هرچه نازی‌ها می‌گويند تن می‌دهند. می‌گويند به در خانه‌تان علامت بزنيد؛ می‌زنند. می‌گويند به بازوی‌تان ستاره زرد نصب کنيد؛ می‌کنند. می‌گويند، يک چمدان برداريد و به فلان محله‌ی بسته برويد؛ می‌روند. می‌گويند سوار قطار شويد؛ می‌شوند. می‌گويند لباس‌های‌تان را در آوريد و به دنبال هم ساکت و آرام پا به اتاق گاز بگذاريد؛ می‌گذارند. در تمام اين مراحل هيچ اعتراضی نمی‌بينيم. حتی در مرحله‌ای که با مرگ روبه‌رو می‌شوند، هيچ مقاومتی نمی‌بينيم. اين نوع واکنش، ناشی از ترس شديد است. ترس فلج‌کننده. ترسی که باعث می‌شود انسان فقط به زودتر مردن و راحت‌تر مردن فکر کند، و نه هيچ چيز ديگر. وقتی که اميد به زندگی از آدمی گرفته شود، آرزوی مرگ ِ سريع و بدون شکنجه جای آن را می‌گيرد.

ما ايرانيان ِ اسير در چنگال حکومت اسلامی از جهاتی مانند يهوديان دوران نازی‌ها شده‌ايم. حجاب را اجباری کردند؛ کسی چيزی نگفت. احزاب را سرکوب و تعطيل کردند؛ کسی چيزی نگفت. روزنامه‌ها و نشريات را بستند؛ کسی چيزی نگفت. يک آدم مجنون را حاکم شرع تمام ايران کردند؛ کسی چيزی نگفت. دانشگاه‌ها را به تعطيلی کشاندند؛ کسی چيزی نگفت. بچه‌های مردم را روز روشن وسط خيابان کشتند؛ کسی چيزی نگفت. زندانيان را در زندان سلاخی کردند؛ کسی چيزی نگفت. جنگ را تا جايی که همه‌ی هست و نيست مملکت به باد رفت ادامه دادند؛ کسی چيزی نگفت...

در زمينه فرهنگ و هنر سر و ته فيلم‌ها را زدند؛ کسی چيزی نگفت. ترجمه‌ی ديالوگ‌ها را عوض کردند؛ کسی چيزی نگفت. نشان دادن ِ ساز و آلات موسيقی را ممنوع کردند؛ کسی چيزی نگفت. شعر و داستان را سانسور کردند؛ کسی چيزی نگفت. کتاب‌ها را خمير کردند؛ کسی چيزی نگفت؛ نويسندگان را برای کشتن تا لب دره بردند؛ کسی چيزی نگفت...

امروز نيز، کشور را به آستانه‌ی تحريم بسيار سخت و حمله نظامی کشانده‌اند؛ باز کسی چيزی نمی‌گويد. امروز بچه‌های ما را در دانشگاه‌ها می‌گيرند و به شکنجه‌گاه‌ها می‌برند، کسی چيزی نمی‌گويد. امروز دستور می‌دهند که هيچ‌کس راجع به سهميه‌بندی بنزين و بهره‌ی بانک‌ها ننويسد ؛ کسی چيزی نمی‌گويد. امروز وب‌سايت‌ها و وب‌لاگ‌ها و حتی بلاگ‌رولينگ را به شديدترين صورت ممکن در يکی دو سال اخير فيلتر می‌کنند، کسی چيزی نمی‌گويد.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

فردا هم لابد از شورای امنيت ملی دستور خواهد رسيد که کسی از به جان هم افتادن مردم در اولين شب سهميه‌بندی بنزين چيزی نگويد. از آتش‌سوزی‌هايی که در خانه‌ها به خاطر انباشت بنزين رخ می‌دهد چيزی نگويد. از ورشکستگی بانک‌ها و ورشکستگی بنگاه‌های اقتصادی چيزی نگويد.

به راستی ميان ما و يهوديانی که معصومانه، تن به ظلم، تن به خفت، تن به تجاوز، تن به زورگويی، و تن به مرگ می‌دادند چه فرقی هست؟


[وبلاگ ف. م. سخن]

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'کسی چيزی نگفت...، ف. م. سخن' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.006 seconds