قدر ِ اطلاعات و اخبار مکتوب را کسانی میدانند که مدتی طولانی از دسترسی به آن محروم بودهاند. هرگز فراموش نمیکنم در مدت اقامت در خارج از کشور، در سالهايی که رايانهی شخصی و اينترنت هنوز پا به عرصهی وجود نگذاشته بود، چهگونه برای به دست آوردن يک نسخه نشريهی هفتگی "اطلاعات بينالمللی" کيلومترها راه را طی میکردم تا به مرکز شهر برسم و وقتی اين نشريه را با صفحاتی که به تعداد انگشتان دست هم نمیرسيد ورق میزدم، اخبار بيات شده را همچون خوراک فکری لذيذ با چشمها میبلعيدم. بعدها "کيهان هوايی" که شعبه کيهان تهران در اروپا بود پا به ميدان گذاشت، که چون در خارج از کشور منتشر میشد، با فواصل منظم و اخبار بهروزتری به دست خوانندگان میرسيد. کيهان هوايی آقای سليمینمين در آن روزگار مثل شبکههای "جام جم" امروز ِ جمهوری اسلامی بود که ژست روشنفکرانه میگرفت و تندروی کمتری نسبت به روزنامهی داخلی داشت.
زمان دگر شد و اينترنت جهان را در تار و پود خود اسير کرد. در روزهای اول، که نوشتهها بر روی اينترنت فقط به خط لاتين ديده میشد، کمتر کسی میتوانست تصور کند که روزگاری خط فارسی هم بر صفحات وب ديده شود. ابتدا "تصوير"ِ خط فارسی که قابل جستوجو و پردازش نبود از طريق اينترنت منتشر شد سپس با فراگير شدن سيستمهای عاملی که میتوانستند از يونیکد پشتيبانی کنند خط فارسی "واقعی" و قابل پردازش پا به ميدان گذاشت و تحول بزرگ در عرصه توليد محتوا به زبان فارسی آغاز شد.
وبسايتها –و بعدها وبلاگها-ی فارسی يکی بعد از ديگری متولد شدند و دگرگونی عظيم در نظام ِ توليد و عرضه آثار فکری به وجود آوردند.
اين دستآورد، اگرچه بزرگ بود، اما با ظرفيت تمام و کمال مورد استفاده قرار نگرفت. بسياری از وبسايتها، بعد از فروکش کردن شوق اوليه دستيابی به فنآوری جديد و از آن مهمتر به دليل نداشتن فکر و حرف تازه به تدريج فرومردند و بهروزرسانی صفحاتشان هفتگی و ماهانه و گاه اصلا به طور کامل تعطيل شد. با تکنولوژی جديد، فقط امکان عرضهی محتوا بود، نه توليد آن و زمان نشان داد که افراد و گروههايی که سانسور را دليل سکوت خود میناميدند، حرف چندانی برای گفتن نداشتند و سانسور، باعث بزرگ شدن آنها شده بود.
اما در اين مدت صفحاتی بر روی وب پديدار شدند و ماندند که نقشی تاثيرگذار در توليد محتوا و عرضهی بهروز آن داشتند. وبسايتی مانند "خبرنامه گويا"، نه تنها به عرضهی افکار و اخبار متنوع سياسی و اجتماعی و فرهنگی پرداخت بلکه تحولی در شيوهی انتشار مطلب پديد آورد که میتواند به نوعی مروج دمکراسی فکری در ميان مراجعهکنندگان خود باشد.
با تعطيل شدن نشريات اصلاحطلب در ايران، و مهاجرت عدهای از نويسندگان ميانهرو به خارج از کشور، تريبونی برای عرضهی افکار و آثار ايشان لازم بود که با تولد نشريهی الکترونيکی "روز آنلاين" اين تريبون به دست آمد. نشريهای که تنها به لطف اينترنت و تکنولوژی ارتباطات رايانهای امکان انتشار آن وجود داشت.
طيفی که اين نشريه نوشتههایشان را پوشش میدهد اگرچه گسترده نيست و خط اصلی را نويسندگان ثابت -و درستتر بگوييم مسئولان- آن تعيين میکنند، با اين وجود، افکار و انديشههايی که از مرزهای اصلاحطلبی حکومتی اندکی فراتر است نيز مجال عرضه میيابند که امتياز مثبتی برای اين نشريه به حساب میآيد.
از ديگر محاسن نشريه روز، میتوان به انتشار منظم آن اشاره کرد. اين نظم، که بسياری از نشريات اينترنتی فاقد آن هستند، جديت و احساس مسئوليت دستاندرکاران آنرا نشان میدهد.
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
در کنار اين محاسن، معايبی هم وجود دارد که برخی ساختاری و برخی سليقهایست که در صورت رفع آنها میتوان ارکان اين نشريه را استوارتر کرد. جدیترين عيب اين نشريه وابستگی به يک کشور خارجی است. ممکن است برای چندمين بار تکرار شود که کمکهای اخذ شده، از يک سازمان غيردولتیست، ولی به اعتقاد اينجانب چنين توجيهاتی قابل قبول نيست، و اگر آغاز کار با چنين کمکهايی ميسر شده، بايد تلاش کرد هرگونه وابستگی به هر بنياد دولتی يا غيردولتی خارجی قطع شود و استقلال ِ –بخصوص- مالی فراهم آيد.
نکتهی ديگری که بايد به آن اشاره کرد، تعطيلات بيش از اندازهی "روز" است. نمیتوان انتظار داشت که نويسندگان و کارکنان نشريه تعطيلی نداشته باشند، اما اين که جمعه و شنبهی هر هفته، و تمام روزهای تعطيل رسمی ايران، نشريه منتشر نشود، در عالم اينترنت و جهان پرتلاطم اطلاعات قابل پذيرش نيست.
در مورد محتوای "روز"، سخن بسيار است، که شايد بعدها به آن بپردازيم اما اشاره به يک نکته ضروریست و آن اغراق در برخی تحليلها و خبرهاست که میتواند به اعتماد خواننده آسيب جدی وارد کند.
برای دستاندرکاران و نويسندگان نشريه "روز" آرزوی موفقيت روز افزون دارم.