جمعه 19 مرداد 1386

سرت را بالا بگير آقای پورمحسن! ف. م. سخن

شرق هم توقيف شد و اين اتفاق دور از انتظاری نبود. آقايان اراده کردند به دو نشريه ی اصلاح طلب اجازه ی انتشار بدهند تا بتوانند استقبال مردم را ارزيابی کنند. استقبال نه تنها خوب، بل‌که خيلی خوب بود و اين به مذاق آقايان خوش نيامد، لذا اراده کردند اين دو نشريه را مجددا توقيف کنند و کردند. اين دو نشريه را اراده آقايان بازگشائی و تعطيل کرد نه هيچ چيز ديگر. نه اعتراض اصلاح طلبان –اگر يکی دو روز غرغر بی خاصيت اين و آن را، که نام حزب و جبهه هم يدک می کشند، اعتراض بناميم-، نه انتقاد اهل قلم، نه فعاليت پشت پرده ی مقامات سابقا بلندپايه، و نه هيچ چيز ديگر باعث شروع فعاليت "هم ميهن" و "شرق" نشد، و باز، نه فلان مطلب مربوط به بازيگر سريال نرگس و نه بهمان مصاحبه مربوط به يک شاعره گم‌نام باعث تعطيلی اين دو نشريه نشد. اگر اين واقعيت را در نظر نگيريم به بی‌راهه می رويم و کسی را که مقصر نيست بی گناه به محکمه می کشيم.

امروز همه، بخصوص کارکنان شرق، دنبال کسی می گردند تا تقصير توقيف نشريه و بی‌کار شدن شان را به گردن او بيندازند و چه کسی بهتر از شخص مصاحبه گر. کسانی که مصاحبه گر را در تعطيلی شرق مقصر می دانند، به اين سوالات ساده پاسخ دهند که اصولا چطور به ناگهان و بی هيچ دليل خاصی، از شرق رفع توقيف شد؟ کدام مرجع دو سه روز پيش شرق را توقيف کرد؟ چه کسی حکم داد و چه کسی اجرا کرد؟ کدام دادگاه، کدام هيئت منصفه و...

طرح اين سوالات و پاسخ‌گويی به آنها لااقل، واقعيت ها را به خود ما يادآوری می کند. ما در سيستمی زندگی می کنيم که هيچ ضابطه ای بر انتشار نشريات حاکم نبوده و نيست. ما در سيستمی زندگی می کنيم که با يک فرمان دَر ِ ده ها نشريه تخته شده و می شود. اگر نشريه ای اجازه نشر می يابد، به لطف و اراده ی آقايان است نه هيچ چيز ديگر. اراده شان بر سکوت باشد، يقين بدانيد، يک صفحه ی جدول هم چاپ نخواهد شد.

در اين هنگامه، برخی از اهل قلم به جان آقای مجتبی پورمحسن افتاده اند که تو باعث تعطيلی نشريه شده ای. چه سخن باطلی! من نه آقای پورمحسن را می شناسم و نه افکار کسی را که با او مصاحبه کرده است قبول دارم. هيچ هم نمی دانم روی چه اصلی ايشان با خانمی که اشعار و افکارش هيچ سنخيتی با عقايد و باورهای اکثريت مردم ايران ندارد مصاحبه کرده است. لابد دليلی داشته است.

امروز در شرق حتی يک نفر، به تائيد از آن مصاحبه –هرچند هيچ چيز غيرمتعارفی در آن نيست- سخنی نمی گويد. دو بار هم به خاطر اتفاقی که افتاده از مردم عذر خواسته اند. اگر حتی يک نفر، به دفاع از آن مصاحبه بر می خاست می شد گفت که عمدی در کار بوده است. اگر مثلا شرق را به خاطر مطلبی که همان روز يک نويسنده ی ديگر مقيم خارج نوشته بود توقيف می کردند، قطعا اکثريت شرقيان به دفاع از آن بر می خاستند اما يک نفر هم از اين مصاحبه دفاع نکرده است. عمد را که حذف کنيم، هيچ دليلی برای توقيف نشريه باقی نمی ماند.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

به نظر من حتی نيازی به استدلال های بالا نيست. وقتی به خواست يک نفر، ده ها نشريه را يک‌جا تعطيل می کنند، ديگر چه نيازی به استدلال های اين چنين؟ شرق امروز يا فردا به خواست ِ "بالا" تعطيل می شد؛ در اين هيچ ترديدی نيست. تا سر زانو هم که در مقابل ارباب قدرت خم شويم، باز اراده ی آنهاست که سرنوشت ساز است نه کوتاه آمدن ما تا هرجا برای بقا. اگر می خواهيم نشريات مان زنده شوند و زنده بمانند، راهش کرنش و بقای به هر قيمت نيست؛ سيستم بايد تغيير کند والا تا ابد در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.

[وبلاگ ف. م. سخن]

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سرت را بالا بگير آقای پورمحسن! ف. م. سخن' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.002 seconds