حقوق بشر در ایران







یکشنبه 21 مرداد 1386

پيرامون ضرب وشتم امير فرشاد ابراهيمی در برلين! ناصر مستشار

عاقبتمان چه خواهد شد؟ اين سئوالی هست که فکر همه ايرانيان وجهانيان را اين روزها به خود مشغول کرده است اما وقتی يک نفر بنام امير فرشاد ابراهيمی می خواهد از گوشه کار را بگيرد با بی مهری روبرو می شود و مورد ضرب وشتم قرار می گيرد!! امير فرشاد ابراهيمی برای آزادی منصور اسانلو به تظاهرات آمده بود ولی خودش مورد آزار قرار گرفت!! به اين بايد گفت که روزگار غريبی است، در اين روزگار وانفسا اينجوريش را ديگر انتظار نداشتيم!!

مادرم هميشه به من می گفت! الهی که عاقبت به خير بشی!! من هيچوقت نمی فهميدم اون خدا بيامرز چی می خواهد به من بگه !! اين روزها که بدجوری به بن بست رسيده ايم ،ياد حرف های مادرم افتاده ام.

بدترين چيزی که می تواند برای هر ملتی پيش بيايد اين هست که آن ملت ، فکر کند ، انهائی که در اينده می خواهند بر سرکار بيايند ،بهتر از همين هائی که ير سرکار هستند، نيستند!!!

همين ديروز يعنی ۱۱ اوت در ميدان مرکزی شهر برلين در دفاع وآزادی منصور اسانلو، ايرانيهای قليلی يک تظاهرات ايستاده گذاشته بودند.دوچرخه من وسط راه خراب شد بهمين خاطر دير رسيدم.فرشاد امير ابراهيمی هم با دوچرخه اش از من خيلی ديرتر رسيد.موقعی که فرشاد رسيد ديگر کسی نبود ومن داشتم با دوسه نفر صحبت می کردم که يکی از آنها وقتی فرشاد را ديد با حالتی بسيار زشت راهش را کج کرد تا با فرشاد حتی دست هم ندهد که اين از رابطه انسانی هم خارج است. من با فرشاد شروع کردم به گفتگو کردن واز هر دری سخن گفتن که وسط حرف ها به فرشاد گفتم تو از اين موضوع اصلا ناراحت نباش که بعضی ايرانيها با تو اينچنين برخورد می کنند چراکه اينها همين کارها را کردند که به اين روز سياه رسيدند ومردم به آنها وقعی نمی گذارند وبعد از بيست وهشت سال نه اينکه رشد نکردند بلکه دائما آب رفتند و بعضی هايشان هم که منحل شدند.اگر در داخل ايران به واسطه سرکوب رژيم اسلامی بعضی گروهها از بين رفتند ولی در خارج کشور که ديگر سرکوب وجود نداشت ولی چرا پشت سرهم نابود شدند!! امسال در برلين حتی خاطره ۱۸ تير را هم برگزار نکردند.ايرانيان سياسی طرفدار طبقه کارگر که برای مبارزه عليه رژيم اسلامی به خارج آمده بودند، در حال حاضر از تجارت و تاسيس شرکت وانحلال سازمانهاو جنبش سياسی وخانه خريدن در ايران وخارج سر در آورده اند وطبقه کارگر ايران را هم به امان خدا رها کرده اند.از همينجا معلوم می شود که کارگران ايران بطور غريزی تشخيص داده بودند که نبايد بدنبال مدعيان دروغين طبقه کارگر راه افتاد.بايکی از آنها چند روز پيش در يک عروسی آشنا شدم، کمی در باره سياست صحبت کردم که متوجه شدم اصلا علاقه ائی به گوش دادن ندارد وبعد هم پشت سرم گفته بود ناصر مستشار عروسی را هم به بحث سياسی می کشاند که اصلا هدف من نبود ومن هم مدتهاست که جای عروسی وبحث سياسی را عوض نمی کنم ولی بخاطر موضوع مهمی می بايستی موضوع را پيش می کشيدم چون شاهدی که آنجا نشسته بود می بايستی از اوسئوالی می کردم.موضوع از اين قرار هست که در شهر برلين که جو سياسی تقريبا به رحمت ايزدی پيوسته است ،بعضی ها هنوز از فعاليت سياسی من حمايت می کنند ومرا هميشه تشويق می نمايند که همان همدلی ها تاکنون برای من قوت قلب می دهد. اما عده ائی از ايرانيان هم که از جهنم ارودگاه سوسياليستی به سرزمين آزادی وبهشت امپرياليسم تشريف آورده اند و به مقداری پول دست يافته اند وبا آن پولها به کسب وتجارت می پردازند وبه ايران رفت وآمد دارند ،جديدا سرسختانه طرفدار رژيم اسلامی شده اند وانگار مقالات من آنها را آزار می دهد.آنها می خواهند همين رژيم بر سر کار باشد وقيمت خانه ها يشان بالا برود.اينکه در ايران ۱۲ ميليون نفر زير خط فقر هستند برای آنها مهم نيست چراکه آنها معتقدند محله هارلم امريکا هم فقير دارد پس چرا ايران در همسايگی افغانستان فقير نداشته باشد!!من از همان اول گفته ام رفتن بسياری از ايرانيان که يک زمانی پناهنده سياسی بوده اند به ايران که وطن همه ما است نه آخوندها ؟ اگر اين سفرها حمايت از رژيم را همراه نداشته هيچ اشکالی ندارد. در ضمن من هميشه فکر می کنم اين رفت وآمدها می تواند کمک شايانی برای رشد سياسی داخل کشور باشد وخارجه نشين ها می توانند کمی از دانش دمکراسی کشورهای پيشرفته را برای مردم ايران به ارمغان ببرند که متاسفانه اين کار راهم نکرده اند.

امير کبير در صدوپنجاه سال پيش هشتاد دانشجو ايرانی را به فرنگ فرستاد تا دارالنفنون افتتاح شود،همان دانشجويان زمينه فکری انقلاب مشروطيت را پی ريزی نمودند. با فرشاد خيلی صحبت کردم وبهش گفتم تو از برخورد بعضی اير انيان اصلا ناراحت نشو چون تو بخاطر شرافت انسانی ات شروع به مخالفت با رژيم اسلامی کرده ائی نه بخاطر چند نفر ايرانی که تاکنون نتوانسته اند کاری از پيش ببرند!! اوهم در پاسخم گفت مسئله آزادی و حقوق انسانها برای من مهم بود نه رضايت سازمانهای سياسی ايرانی که اصلا راضی به اتحاد وهمکاری نيستند!! به فرشاد گفتم اين روزها سازمانهای سياسی می توانند برای مثال حضور مشروطه خواهان را در تظاهرات ها تحمل نمايند ولی تا چند وقت پيش همين صبوری را هم نداشتند. در ضمن به فرشاد گفتم ببين اپوسوزيون ايرانی با فرج سرکوهی که مخالف رژيم اسلامی نيز بود تا کنون چقدر برخورد زشتی داشته است، چون فرج سزکوهی بدون هيچ ابائی پته اپوسوزيون ايرانی رو کرد وهمه آنها را در خارج کشور به لحاظ آسيب شناسی افشاءکرده است واو نخواست گوش به فرمان آنها بماند بخاطر همين بخش انتقاد ناپذير روشتفکران سياسی از او ناراضی هستند. برخورد با فرج سرکوهی آنقدر بی رحمانه بود که باعث شادی رژيم اسلامی شده است !!اساسا اپوسوزيون ايرانی در خارج کشور به چنان سکتاريسمی غلتيده است که هر تازه واردی را ابتدا به قرنطينه می فرستد.مثلا همه نيروهائی که قبلا به سازمان راه کارگر می پيوستند ،آنقدر آنها را در قرنطينه نگاه می داشتند تا عاقبت همه آنها از سازمان خارج شدند چون با آنها به مثابه اعضای در جه دوم ويا سوم برخورد می کردند و بقول مهرداد باباعلی اعضاءبه خون آبی ها وخون قرمز ها تبديل شده بودند که همانند آن در حاکميت جمهوری اسلامی به خودی ونا خودی تقسيم گشته اند . برای فرشاد از اتفاقی که برای خودم افتاده بود صحبت کردم که چگونه هنگام سفر خاتمی به برلين ،موقعی که من می خواستم با پرچم شيرو خورشيد به معتزضين بپيوندم همين آقايان بسيار دمکرات مرا به باد رکيک ترين فحش ها گرفتند!! من مبارزه را بخاطر اين سازمانها شروع نکرده ام که با خواست آنها ادامه بدهم يا ندهم! مبارزه برای رهائی انسان در سرشت انسانها نهفته است ويک پديده بيرونی نيست که به درون انسانها انتقال يافته باشد!!

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

به فرشاد گفتم اينها که با تو مخالفند، با اين کارشان می گويند چرا به مخالفت با رژيم اسلامی برخاسته ائی بهتر بود کنار رژيم می ماندی وبطرف اپوسيوزيون شليک می کردی يا دانشجو ها را سرکوب می کردی!! اپوسيوزيونی که نتواند طرفداران رژيم را بسوی برنامه های خود متقاعد سازد و در برابر مردم از خود صلاحيت ،اعتبار ،اعتماد نشان دهند،مطمئنا نمی تواند به آلترناتيو تبديل شود!! خمينی اصلا به شعار حکومت اسلامی خيانت نکرد بلکه حکومت اسلامی رابدرستی بر قرارنمود،اينکه مخالفان شاه به حکومت اسلامی رضايت دادند مقصر خودشان هستند.مگر می شود در مملکتی حکومت اسلامی برسر کار بيايد وسنگسار در کار نباشد ، مگر خمينی حکومتی براساس گفته ها و نوشته های منتسيکو را به مردم قول داده بود که همه سکولار ها ولائيک به او گرويدند!! به هرحال خمينی برنده شده بود وفرنگی ماّب ها شکست خورده بودند تا بحال هم نتوانسته اند همه اين سکولار ها ولائيک کنار هم متحد بشوند وتقصير ها را گردن امير فرشاد ايراهيمی می اندازند و اورا در پايان تظاهرات تنها گير می آورند مورد ضرب وشتم قرار می دهند فرار می کنند وپليس آلمان در تعقيب آنهاست که در همين رابطه سناريوی تازه ائی در خارج کشور گشوده شد ورژيم ملايان دارد به ريش همه می خندد وبه نيروهای خارج حکومت خود گوشزد خواهد که عاقبت پيوستند به اپوسوزيون خارج چگونه خواهد شد پس بهتر است کنار حکومت بمانيد چراکه در خارج ايران نيز خبری نيست به جزء سرکوب وتهديد توسط اپوسوزيون به اصطلاح دمکرات !! خدا عاقبتمان را خير کند.

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پيرامون ضرب وشتم امير فرشاد ابراهيمی در برلين! ناصر مستشار' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.003 seconds