کشتی نوح و ناخدای متوهّم! بابک داد![]() مردم چند نفراند؟ آرش جودکی![]()
در همين زمينه
17 بهمن» انتقال مهديه گلرو و همسرش به بند عمومی، رهانا17 بهمن» مادر و برادر ياشار دارالشفاء آزاد شدند، رهانا 17 بهمن» ضرب و شتم سلمان سيما در اوين، ادوارنيوز 17 بهمن» نامه خانواده مهرداد رحيمی، فعال سياسی - مدنی زندانی، خطاب به دادستان تهران، کميته گزارشگران حقوق بشر 17 بهمن» نامه جمعی از هنرمندان و اهالی فرهنگ درباره همکاران در بندشان
بخوانید!
20 اسفند » گزارشی از تحصن سه روزه در هامبورگ عليه دستگيری تظاهرکنندگان، شکنجه و اعدام معترضين در ايران، انجمن دفاع از حقوق بشر و دموکراسی - هامبورگ
20 اسفند » محبوبه کرمی در تماس تلفنی با خانوادهاش، از سلامت خود خبر داد 20 اسفند » پايگاه طبقاتی جنبش سبز (بخش سوم و پايانی)، جنبش سبز: استقلال طبقه متوسط از فرهنگ فرودستان، محمد برقعی 20 اسفند » سفارت جمهوری اسلامی در برلين سبز شد، گزارش از جوانان برلين 20 اسفند » از خشونت حکومتی تا خشونت فرقه ای، احمد طباطبايی
پرخواننده ترین ها
» مصطفی تاجزاده پس از آزادی (گزارش تصویری)
» انتشار دومين شايعه درباره خاتمی و دوستانش در اين هفته، خبرآنلاين » سفارت جمهوری اسلامی در برلين سبز شد، گزارش از جوانان برلين » رقص در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در اتاوا-کانادا! (ویدئو) » مرگ حسين شريعتمداری، پايان حسين شريعتمداریها نيست، مسعود نقرهکار » شهر شيراز (گزارش تصویری)، جام جم » روستاي ميمند (گزارش تصویری)، جام جم » تشکيل صندوق توسعه ملی خارج از بانک مرکزی، صندوقی که کليددارش احمدینژاد خواهد بود، فردا بيانيه ۱۸ تن از مادران فعالين دربند خطاب به مردم ايران در اعتراض به تداوم بازداشت غيرقانونی فرزندانشان، کميته گزارشگران حقوق بشرپسرم جعبه آبرنگش را پيش رويم گذاشت ... ملت ايران ثانيه هاست که از نوازش فرزندانمان محروم شده ايم ، دقيقه هاست صدايشان را نشنيده ايم ، ساعت هاست چشم انتظارشان هستيم ، روزهاست آغوش هايمان را مامن دردها و شادی هاشان نکرده ايم ، هفته هاست در انتظار خبريم و ماه هاست که نميدانيم به کدامين جرم ناکرده می بايست آنها را در زندان کنند ، چشم به در سائيده ايم و کفش به خيابان ها تا شايد دست کم خبری از ايشان يابيم اما صد افسوس که نه تنها اينگونه نشد که درشتی ها ديديم از کسانی که مدعيان اخلاق و آزادگی هستند.
با اين همه اگر تنها درشتی ها بود تاب می آورديم،اگر تنها فراق دلبرکانمان بود به حرمت ايران سکوت ميکرديم و اگر تنها حبس بود تاب می آورديم که فرزندانمان نه عزيزتر از ديگر فرزندان درحبس ايران و نه کم مسئوليت تر از آنان در راه پيشرفت کشور هستند.اما درداد و دريغا و صد افسوس که به ازای هر قطره اشک ما اتهامی بر اتهامات فرزندانمان افزوده ميشود.بازداشت های بی دلبل کم بود که هم اينک اتهامات واهی نيز داغی شده بر داغهايمان.اتهاماتی که پيش از واهی بودنشان خنده ناکند. هم وطنان فرزندان ما را که جملگی به فرياد زدن بر سر مخالف خويش نيز رضا نمی دهند به ارتباط با گروهکهای تروريستی خارج نشين متهم می کنند، گروهی را به دليل فعاليت در قالب احزاب و گروههای قانونی به اقدام عليه امنيت کشور متهم می کنند ، جگر گوشه هايمان را به دليل نوشتن مطلبی در روزنامه ای يا وبلاگی به تبليغ عليه نظام متهم کرده اند ، پاره های تنمان را از خلوت دعا و نيايش به درگاه خالق يکتا به کنج زندان برده اند و چنان کرده اند که خواست رهايی فرزندانمان از پروردگار نيز به اتهام بدل شده است. عضويت در شبکه های اجتماعی را به اتهام بدل کرده اند و ملاقات با فرزندان دلبندمان را به لطفی بی نهايت از سوی خود تعبير ميکنند ، در اين بين ما مانده ايم که داد از که ستانيم . ايرانيان گفته می شود تاريخ بی رحمترين داور در دادگاه جهان است ، و در همه حال مظلومان را به داوری تاريخ دل خوش ميکنند ، تا امروز تاريخ شود و داد مظلومان بستاند.اما در سکوت ما تاريخ کجا سوختن ما را در تب بی خبری از دختران و پسرانمان به ياد خواهد آورد؟ تاريخ کجا به ياد خواهد آورد اشکها و ضجه های ما را در غم دوری دلبرکانمان؟ تاريخ کجا و خون جگری که از دست مخلوق بی وجدان، شبانه به درگاه خالق شرح ميدهيم کجا؟ هم ميهنان با قامتی به بلندی فرياد رنج هايمان را با شما باز گفتيم ، تا باشد گوش شنوايی در گوشه ای که به ياد آورد مادر بودن در اين زمانه سخت ، بسيار سخت است. تا بداند که هر لحظه را با شوق در آغوش کشيدن دلبرکانمان به تاريخ می سپاريم اما از پا نمی افتيم. ای مرغ گرفتار بمانی و ببينی ۱-حوا ابراهيمی مادر سعيد و مسعود نورمحمدی Copyright: gooya.com 2009
|
||||||