جمعه 8 مرداد 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


مشروعيت قانونی و قانون انقلابی، بازخوانی انقلاب اسلامی (بخش پنجم)، جمشيد فاروقی، تهران ريويو

جمشيد فاروقی
نهاد ولايت نقض رسمی آن حقی است که نهاد جمهوريت به مردم می‌دهد. پيش‌فرض جمهوريت پذيرش بلوغ سياسی جامعه است و احترام قائل شدن به حق مردم برای گزينش؛ حال آن‌که نهاد ولايت عملا و آشکارا نفی اين بلوغ سياسی است و اين حق را از افراد زيرمجموعه جامعه سلب می‌کند. به اين ترتيب، گردآوردن دو بن ناسازگار ولايت و جمهوريت در قانون اساسی ايران به آن‌جا منجر می‌شود که حکومت با دستی حقی را به مردم بدهد که با دست ديگر باز می‌ستاند ... [ادامه مطلب]

هراس در دو سو، بهرام حسين‌زاده

بهرام حسين‌زاده
اين‌که اسرائيل توانسته با الفتح به توافق برسد ولی جمهوری اسلامی دارد شمشير خود را تيز و تيزتر می‌کند آيا نبايد موجب هراس اسرائيل شود؟ و جنگ‌ها عموماً از "هراس" برمی‌خيزند، هراس اين‌که توان دشمن من تا جايی فزونی گيرد که ديگر نتوانم در برابرش تاب بياورم. پس پيش از آن‌که به نقطه‌ی غير قابل برگشت برسيم بايد فکری بکنيم  ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

حلقه محاصره ايران تا به کجا تنگ‌تر خواهد شد؟ ناصر مستشار

اسکندر پادشاه مقدونی و يونان برای ادامه حکومت در ايران چه گفت و آيت الله جنتی دبير شورای نگهبان چه می گويد؟
ميگويند که وی به سردارانش سفارش ميکند که اگر ميخواهيد حکومت کنيد کارهای بزرگ را به اشخاص پست بدهيد و کارهای پست را به اشخاص بزرگ؛ هيچوقت آنان نميتوانند سربلند کنند.

[آيت‌الله جتتی: خداوند، سمت رهبری انقلاب را بر آيت‌الله خامنه‌ای محول کرد]

حکومت اسلامی در پی بمب اتم، جامعه در حال انفجار، امريکا در حال تدارک حمله، نيروهای سياسی در اپوزيسيون کجای کارند؟
احمدی نژاد صراحتا می گويد:
«بگذاريد هرچه دلشان می خواهد قطعنامه صادر بکنند ما خسته نمی شويم.
بگذاريد زورگويان ما را تهديد نمايند ما از تهديد نمی هراسيم.
بگذاريد ما را در محاصره اقتصادی قرار بدهند، ملت ما استقامت خواهد کرد.
بگذاريد تا امريکا عليه ما تبليغات سوء نمايد ، ملت ما آگاه است واز نظام اسلامی حمايت می کند. امريکا قصد حمله نظامی به ايران اسلامی را ندارد چون در عراق در حال شکست خوردن است و به همين لحاظ توانائی حمله به ما را ندارد.»



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


[عليخانی: آرزو می‌کنم احمدی‌نژاد آرزوی بزرگ‌تری مثل جنگ نداشته باشد. رئيس‌جمهور محترم گفته است که آرزوی من اين است که بنزين تحريم شود.]

«در صورت حمله امريکا به جمهوری اسلامی ، ايران اسلامی پاسخ سختی به امريکا خواهد داد.»
همه اين سخنان از زبان احمدی نژاد رئيس جمهور مورد پشتيبانی ولايت فقيه جاری شده است و خوانندگان خود می توانند به عمق فاجعه و بلاهت و کينه توزی کور و بی فايده وی پی ببرند!
دولت احمدی نژاد ـ ايران را به نابودی، مردم و اقتصاد کشور را به فقر و بحران جبران ناپذير کشانده است اما از سوی ديگر سودای مديريت جهان را دارد!

[رامين: ‌ولايت فقيه بايد جهان را مديريت کند]

سئوال اساسی در اينجاست که اگر کشورهای بزرگ و صنعتی جهان ،جمهوری اسلامی را در محاصره اقتصادی قرار دهند، کمر شهروندان کشورهای بزرگ صنعتی خواهد شکست يا کمر ملت ايران؟
آيا ملت ايران اين وکالت را به دولت احمدی نژاد که مورد حمايت رهبری ولايت فقيه نيز قرار دارد داده اند که دولت مزبور زندگی شان، کشورشان، آينده شان، امنيت شان، نواميس شان، جوانان شان، اقتصادشان، رفاه شان، منزلت شان و همه چيزشان را به خطر و نابودی بکشاند؟ فقط به اين خاطر که قدرت را به زور در اختيار دارند و با سرکوب و زندان و ارعاب به تمام اعمال ضد بشری دست می زنند تا در حاکميت بمانند.
آيا از مردم ايران اين وکالت را دارا می باشند که سرنوشت شان را اينگونه به بازی بگيرند.

[مشايی: قطعنامه پنجم جوکی است که کسی برای آن تره خرد نمی‌کند]

امريکا که نزديک به هفتاد سال پيش با توانائی کمتر از حال حاضر در چندين جبهه توانست سه قدرت بزرگ جهانی و نظامی آلمان و ژاپن وايتاليا متحدين فاشيست را به زانو در بياورد، آيا اکنون نمی تواند از پس جمهوری اسلامی بر بيايد؟
در حال حاضر امريکا توانسته است تا افکار عمومی را عليه خطر بالقوه وبالفعل جمهوری اسلامی عليه جهان آزاد بسيج نمايد و در ميان رهبران جمهوری اسلامی نفاقی بيکران حاکم شده است ودائما کمبودها وخرابی ها و نارسائی ها وگرانی و مسائل گوناگون را جناح های متخاصم به گردن يکديگر می اندازند.
همه ما شاهديم که چگونه يک حکومت تحميلی بر گرده ملت ايران ،مملکت ما را به نابودی سوق می دهد واز جانب فرهيختگان اين کشور هيچ گونه مقابله جدی با اينهمه زور گوئی ها وجنايات به عمل نمی آيد.همه نگرانند اما برای رفع نگرانی هيچ تدبيری در کار نيست.هنوز رژيم جبار را سرنگون نکرده ايم ، از حالا بر سر نظام آتی جدل می کنيم.انگار حکومت اسلامی ازميان رفته است که فقط انتخاب حکومت آتی بدست نخبگان سياسی به يک تکليف مبدل شده است.در اين ميانه مردم چکاره هستند؟ مردمی که بايد مبارزه کنند تا رژيم سرنگون شود وچقدر مصائب را بايد به جان بخرند اما از هم اکنون هيچ حقی برای تعين حکومت آينده ندارند. آيا بهتر نيست که در حال حاضر در فکر پروژه اتحاد نيروهای سياسی مخالف جمهوری اسلامی باشيم وبا برنامه نويسی های خسته کننده و بی معنی مردم را معطل وسرگردان وپراکنده نگذاريم؟
در حال حاضر می توانيم تحت شعار اتحاد بخش ، همبستگی برای سرنگونی رژيم اسلامی با همه اختلاف نظرها و تفاوت فکری اما در تعين حکومت آتی که نهايتا آن امر مهم را اگر به آرای مردم اعتقاد داشته باشيم به خود مردم واگذار نمائيم وبيش از اين در بحث های انتزاعی وتجريدی خود را مانند سی ويک ساله گذشته اسير ننمائيم.

ميهن ما همچون کشتی در امواج طوفان ها در حال غرق شدن است ، ابتدا آنرا نجات دهيم سپس از سرنشينانش پرس وجوی نمائيم که چه حکومتی می خواهند و سپس خاطيانی که باعث غرق شدن کشتی شده اند را به محاکمه بکشانيم نه اينکه کشتی که در حال غرق شدن است را به حال خود رها سازيم واز دور شاهد زير آب رفتن کشتی باشيم ودر ساحل امن به تماشا وبحث وجدل بنشينيم.
هرچقدر جنبش سبز مردم ايران ، طولانی تر می شود اما درعوض با غربال اساسی همه ناخالصی ها در ميان نيروها و شخصيت های درون جنبش همه آنها را جابجا می نمايد و صادق ترين و پايدار ترين آنها را برمی گزيند و راه درست خود را در يک مبارزه آشکار می جويد.بيشتر مسائل پنهان نظام در سه دهه گذشته در حال بررسی و بازخوانی مجدد قرار گرفته است تا از درون آن تجربه و دانش کافی برای اداره کشور در آينده بدست يابد.نيروهای همسو و هم فکر عليرغم مسافت جغرافيائبی در حال يافتن يک ديگر هستند.اگر انقلاب ۵۷ با احساس و بدون تفحص به پيروزی رسيد اما جنبش کنونی مردم ايران به ياری ارتباطات جهانی با انديشه و ظرافت در حال حرکت بسوی آينده روشن است!


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 




























Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.003 seconds